ادبیات

5 پست ها

آشوب

بی‌نام‌ترینِ زخم‌ها

به شناسنامه‌ام نگاه نکن ... که نشانی از من در او نیست زخمی ازلیم من خونِ خیال می‌ریزم در جویبارانِ جنون اما دریغ که دلمه می‌بندد دریغ که خون‌افشانیم هرز چاله‌هایِ سفاهت را پر نمی‌کند و من بین درز‌

  • محمد کیهانی
غزل

طلوعِ هزار آتش

تابِ محرابِ غَمت داعیه‌داران دارند شعله‌ای نیست، تَنِ خویش بِدو بسپارند! نامِ پروانه زبانزد شده کان آتشکار اهلِ نام است، ولی رِند چُنین بسیارند جسمِ سوزانِ مرا مِجمرِ غم‌ها گویند داغِ دستانِ مرا زینتِ من

غزل

ظهورِ هراس

من از بهارِ پشتِ در بسیار می‌ترسم از سال‌هایِ ساکن و خونبار می‌ترسم از باتلاقِ بودنی‌هایِ شبیه هم از اشتهایِ این شبِ جاندار می‌ترسم می‌ترسم امشب هم شبِ بیهوده‌ای باشد از اینهمه تکرارِ در تکرار می‌ترسم

مقاله

مفهوم آشنا‌یی‌زدایی در شعر و ادبیات

سؤالی دشوار همواره در ادبیات مطرح بوده است: «عنصری که در متن یا شعر، ارزش ادبی ایجاد می‌کند، چیست؟». مطالعهٔ این موضوع در حیطهٔ نقد ادبی قرار دارد و طبیعی است که توافق گسترده‌ای پیرامون این مسئله میان مکاتب مختلف نقد ادبی

You've successfully subscribed to طغیان بی‌پایان کلمات!
Could not sign up! Invalid sign up link.