چیزی که از آنِ همه باشد، در حقیقت از آنِ هیچکس نیست. ما آدمها دوست داریم خود را به دیگری بیاویزیم و دیگری را به خود آویخته ببینیم؛ با اینحال خوب میدانیم که این رخداد و این تعلق، موقتی است. اما همین موقتیبودن میتواند با لذت همراه باشد و این کافی است. چنین است که لمس موی کسی، میتواند چنان شانهزدنِ زیباترین حریربافتهٔ جهان باشد؛ و اگر زلف معشوق پرپیچ و موج باشد، گویی دست در دریا میبری، گویی برای رسیدن به او دل به جنونی شیرین میسپاری. این دیوانگی زیباست.
چه کسی میتواند بگوید میلِ تصاحب، این مرزبندی دیرینه؛ میان آنچه از آنِ ماست و آنچه نیست، از چه هنگام در انسان ریشه دوانده است؟ دستی که نخستین انسانها بر گردِ معشوق خود میانداختهاند، شاید همین میل را باز میتابانده است.
من هرگز نخواهم توانست برخی چیزها را آنگونه که میخواهم به محبوبم بگویم؛ هرگز نمیتوانم توضیح دهم چرا کارهای احمقانهای میکنم؛ کارهایی که فقط از سرِ دوست داشتنِ اوست. مثل اینکه بلند جلوی دیگران اعتراف کنم: که دستهایش را میگیرم تا او را به خود بکشانم، چون قرار نیست محتاط یا محافظهکار باشیم. انگار میکنم که برای همین منظور چیزی مضحک و حتی زننده را – نه برای دیگران – که تنها برای او فرستادم؛ زیرا میخواستم صمیمیت و تعلق او را داشته باشم. احمقانه نیست؟ البته که هست. چه کسی گفته دوست داشتن نباید احمقانه باشد؟ چه کسی گفته آرزوی قدمزدن کنار کسی که دوستش داری باید چنان متعالی باشد که نتوانی او را وقتی وحشی و سرکش است به تصور بیاوری؟
از این نخواهم ترسید که زندگی سراسر دروغ است؛ از این که همیشه دروغگویانِ بهترند که میبرند نخواهم ترسید. چه بعضیها هیچوقت نمیتوانند خودِ واقعیشان باشند؛ بعضیها در تقلا، تنها همچون احمقی نقش زمین میشوند. اما حق آرزو کردن را نمیتوان از هیچ انسانی گرفت. انسان میتواند آرزوهایش را دفن کند؛ میتواند چون آتشی زیر خاکستر، میان بودن و نبودن سرگردان بماند و این راه دشوار، گاهی تنها راهِ بودن است. باید به بارقهها امکان نشو و نما داد.
گاه باید انسان بود و حرفهایی شنید که آزارت میدهند؛ باید دوام آورد. گاه باید عطش را در دل نگه داشت، چون همهٔ آتشها قرار نیست شعله بکشند؛ گرچه تو خواهی کوشید که آتش را به شعله برسانی. گاه همان یک «تمامش کن» میتواند تو را متوقف کند، نه از سرِ ضعف، چون نمیخواهی کسی را بیازاری. آری ممکن است در نهایت تو خودت بمانی و این چقدر میتواند دشوار باشد.